داداشی منو ببخش که دیر نوشتم اینا رو ...باید زودتر مینوشتم!
میدونی بخاطر چی میگم؟بخاطر اینکه تو اونروز برام ویولن زدی و من هنوز اینجا چیزی ننوشتم...ببخش منو داداشی!
داداشی باید بگم خیلی خوب میزنی...از خوبم خوبتر... عالیه کارت...باید بگم داداشی من حرف نداره! ذوق کرده بودم از ویولن زدنت...نمیدونستم چی باید بگم... شاید اینجوری تو فکر کردی خوشم نیومده یا فکر میکنم بلد نیستی و این حرفا...نه فدات شم من زبونم بند اومده بود...خیلی هم خوب میزنی...داداشی من حرف نداره!
خیلی ممنونم ازت داداشی...خیلی دوست دارم! خیلی...!
خدایا خیلی متشکرم ازت بخاطر اینکه داداش کوچولومو بهم دادی! خدایا شکرت...!
ولی یادم هست کی بود....بگم؟ چهارشنبه 28 فروردین سال 92 بود...یعنی همین دو روز پیش! ساعت 9 تا 10 شب باهم حرف زدیم...میدونم که یادته..برام ویولن زدی فدات شم!
